صفحه اصلی

مؤسسات و مراکز

فروشگاه

اخبار و مقالات

تصاوير

ورود اطلاعات مراکز

تماس با ما

درباره ما

اوقات فراغت من

جمعه 2 آبان 1393

اخبار و مقالات فروشگاه اوقات فراغت من ثبت موسسات بسته های فراغتی

مسافت بين دو شهر
مسافت بين دو شهر
انسان شناسی اوقات فراغت
انسان شناسی اوقات فراغت
آمار لحظه به لحظه جهان
آمار لحظه به لحظه جهان
رده بندی بازی های رایانه
رده بندی بازی های رایانه
برنامه سينماهاي تهران
برنامه سينماهاي تهران
روزنامه های ایران
روزنامه های ایران
دانلود موسیقی
دانلود موسیقی
زندگی نامه مشاهیر و نامداران ایرانی
زندگی نامه مشاهیر و نامداران ایرانی
میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری
میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری
آشپزی آنلاین
آشپزی آنلاین
سایت های تفریحی
سایت های تفریحی

نظرسنجي

عالي

خوب

متوسط

ضعيف

آمار كل بازديدكنندگان : نفر
بازديدكنندگان امروز : نفر



 

اثرات جهانی شدن بر اوقات فراغت والدین و فرزندان آنان (88/03/06)

اثرات جهانی شدن بر اوقات فراغت والدین و فرزندان آنان مرتضی منادیمقدمه : امروزه در همة جوامع، اکثر افراد اعم از زن یا مرد، کودک یا بزرگسال بعد از فراغت از کار روزانه و فعالیت دائمی و اجباری خود به یک کاری و فعالیتی تفریح گونه می پردازند. اوقات فراغت، زمان هایی است که در آن افراد اولا، به دلخواه فعالیت هایی را انتخاب کرده اند که حالت تفریح و استراحت داشته، ثانیا، از انجام آنها لذت و شادی نصیبشان می شود. همچنین، در این حالت ها افراد به آرامش روحی، بر طرف کردن خستگی ناشی از کار و احتمالا رشد و کمال شخصیت خویش نائل می شوند. این فعالیت ها در جوامع متفاوت است و به تبع آن در افراد نیز متفاوت خواهد بود. چون افراد بر اساس شکل فرهنگ جامعة خود و امکاناتی که آن جامعه برایشان مهیا ساخته و فرهنگ نیز به آنان اجازه می دهد، فعالیت هایی انجام خواهند داد. برای مثال، از نظر امکانات، همة جوامع بازی پر هزینة گُلف را ندارند و از نظر فرهنگی، داشتن قمارخانه (کازینو) و انجام قمار در همة جوامع مجاز نیست. آنچه که در مورد اوقات فراغت قابل تعمق است، نوع و اندازة آن در افراد متفاوت بوده و هست. انتخاب نوع فعالیت، ارتباط هم با فرهنگ جامعه و هم با امکانات اقتصادی و فرهنگ فرد یا به تعبیر بوردیو سرمایه های فرهنگی (Capital Culturel) فرد دارد (بوردیو، 1989). در واقع، از سویی، فرهنگ ها اوقات فراغت خاصی را طلب کرده و پیشنهاد می کنند، از سوی دیگر، سرمایه های فرهنگی متفاوت اوقات فراغت متفاوتی را به همراه دارند. البته امکانات اقتصادی فرد نیز در این انتخاب ها نقش دارند، ولی به باور بوردیو سرمایۀ فرهنگی سرمایۀ اقتصادی را نیز هدایت می کند. و در نهایت، از آنجایی که هر فعالیتی فضای فرهنگی(Champ Culturel) خاصی را دارد (بوردیو، 1380)، از این رو، نوع فعالیت اوقات فراغت نیز به مرور زمان بر افکار و رفتار افراد تاثیر خواهد گذاشت. در واقع، کنش متقابلی بین فعالیت های اوقات فراغت و هویت فرد (دوران، 1385) وجود داشته و یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهند. این تاثیرات هم از منظر روانی و هم از منظر هویتی قابل تعمق و بررسی هستند. در عصر حاضر با مقولة جهانی شدن(Mondialisation) روبرو هستیم. این امر به دنبال یکسان سازی در عرصه های اقتصادی، سیاسی و آموزشی بوده و حتی قصد تسخیر حوزه های فرهنگی (تاملینسون، 1381) را نیز داشته، لذا آن را دچار تغییر و تحول نموده است. به طوریکه دهکدة واحد جهانی از بُعد فرهنگی جزء برنامه های فرهنگ های قوی است که بیشتر غربی هستند. در واقع، در عصر جهانی شدن فقط اطلاعات نیستند که سریع جابجا می شوند و منتشر می یابند، بلکه، سبک های زندگی (Style de Vie) و فعالیت های خاصی نیز وجود دارند که اشاعه می یابند، به طوریکه نوع بومی آنها تغییر می کنند. از جمله این تغییرات فرهنگی، چگونگی گذران اوقات فراغت در افراد جامعه می باشد که از یک مقطع زمانی به زمان دیگر، تغییر یافته است. (پاک سرشت، 1385) به عبارتی، اوقات فراغت نیز تا حدودی جهانی شده اند. برای مثال استفاده از ورزش ها (گُلف، تنیس و غیره) و امکاناتی مانند کامپیوتر و اینترنت در حال جهانی شدن در بیشتر جوامع می باشند. به عبارتی، سیکلِ جهانی شدن، رسانه های تصویری، تغییر فرهنگ بومی یا سرمایه های فرهنگی و نمود شکل جدید سرمایه های فرهنگی در فعالیت هایی مانند اوقات فراغت شکل گرفته است. بررسی این ارتباطات و مدل مفهومی پیشنهادی، هدف پژوهش حاضر است. اما چگونه این تغییرات و ساختن شکل جدید سرمایه های فرهنگی صورت می گیرد؟ از آنجایی که، انسانها واقعیت ها را به صورت اجتماعی می سازند (برجه و لوکمان، 1986) و در تعامل با دیگری (مید، 1963) آنها را می پذیرند، ارتباط با محیط های مختلف، تعاملی را بدنبال داشته که فرد واقعیت هایی، همچون سبک زندگی و یا اوقات فراغت را پذیرفته و درونی می کند. در نتیجه، فرد از فضایی فرهنگی (بوردیو، 1989) که خود انتخاب کرده و در آن زمانی را می گذراند و یا زندگی می کند، به مرور زمان تاثیر می گیرد. این تاثیرات در وضعیت روانی او، در فعالیت های روزمره گیش و در شکل هویت فرهنگی اش نمایان خواهد شد. از این رو، مسئله این پژوهش دگرگون شدن اوقات فراغت جوانان تحت تاثیر پروژه جهانی شدن به کمک رسانه های تصویری مدرن نظیر ماهواره و اینترنت و مقایسه با اوقات فراغت والدین شان می باشد. در نتیجه، هدفِ پژوهش حاضر از طرفی، شناخت نسبت به فعالیت های مختلفی که شکل فرهنگی داشته و افراد در زمانهایی که فارغ از کار روزانه می باشند انجام می دهند و از طرف دیگر، تاثیر جهانی شدن بر این فعالیت ها می باشد. تفاوت اوقات فراغت افراد در فعالیت های روزمره (برجه و لوکمان، 1986) مانند : تماشای ماهواره، تماشای برنامه های تلویزیون، مطالعه، استفاده از اینترنت، ورزش، فعالیت هنری، موسیقی و حتی فعالیت مذهبی قابل مشاهده می باشند. در این بین، نتایج این پژوهش حاکی است که فعالیت های اوقات فراغت جوانان جامعه ضمن متفاوت بودن از آنِ والدین شان، بیشتر غربی شده است. با توجه به اینکه ایران یک کشور بسیار جوانی است و جوانان آینده سازان فردای جامعه و والدین فرزندان فردا خواهند بود، توجه به فعالیت های فعلی آنان حائز اهمیت بوده و بر مسئولین و متخصصان این حوزه است که به سادگی از کنار این فعالیت های فرهنگی غیر بومی آنان نگذرند. پرسش ها : چرا و چگونه تغییراتی در اوقات فراغت افراد جامعه بوجود آمده است؟ چگونه و در کجا و در چه رفتاری می توان این تغییرات را مشاهده کرد؟ آیا تفاوتی بین اوقات فراغت جوانان و والدینشان وجود دارد؟ آیا این تغییرات در سبکِ زندگی انسانها نیز تغییراتی را بوجود می آورد؟ پژوهش حاضر به روش کیفی انجام شده است. روش کیفی مشخصاتی دارد که از روش کمی متمایز می باشد. (منادی، 1385، الف) اولا، هدفش فرضیه آزمایی نیست. بنابراین، ما نیز نه قبل از شروعِ پژوهش و نه در طول آن، هیچ گونه پیش فرض ساختارمند شده ای را در ذهن نداشته ایم. البته به اعتقاد بیتس، "هیچ پژوهشگری در هیچ رشتة علمی نیست که تحقیقش را به سان یک لوح ننوشته آغاز کند." (بیتس، 1375 : 58) در نتیجه، ما نیز پیش فرض هایی را در ذهن داشته ایم. ثانیا، روش کیفی جامعة آماری وسیعی را در نظر نمی گیرد. ثالثا، از تست ها و پرسش نامه های استاندارد شده بهره نمی برد. و در نهایت به دنبال آزمایش یا اجرای نظریه ای خاص در محیطی نمی باشد. البته در این پژوهش بعد از جمع آوری داده ها برای فهم و تبیین نتایج از نظریه هایی بهره گرفته ایم. ابزار اندازه گیری این پژوهش، دو پرسشنامة محقق ساخته بوده که بر اساس محتوای مصاحبه های مردم نگاری (موس، 1992، وودز، 1990 و منادی، 1386) که قبلا در همین موضوع ها صورت گرفته، بدست آمده و تکمیل شده است. سپس به صورت شفاهی (مصاحبه) پرسش ها از والدین و فرزندانشان پرسیده شده و ضبط شده است. بحث و نتیجه گیری : هدفِ پژوهش حاضر اولا، شناخت نسبت به فعالیت های مختلفِ تفریحی فرهنگی که جوانان و والدین شان در زمانهایی که فارغ از کار روزانه می باشند، انجام می دهند، می باشد. ثانیا، تاثیر پروژه جهانی شدن به کمک رسانه های غربی بر شکل و نوع اینگونه فعالیت ها مد نظر است. نکتة قابل تعمق در این است که ما در ضمن پافشاری بر نتایج این پژوهش به عنوان یک واقعیت اجتماعی، بواسطة انتخاب تصادفی نمونه ها، قصد تعمیم این نتایج را بر کلیة افراد جامعه نداریم. ذکر این نکته به معنی ردِ نتایج پژوهش حاضر نمی باشد. بلکه معتقدیم که انجام چنین پژوهشی از بُعد کمی ضروری، بهتر و مفید تر خواهد بود. نتایج پژوهش حاضر بیانگر این نکته هستند که والدین و جوانان، اوقات فراغت خود را به یک شکل نمی گذرانند. مشغولیات مختلفی دارند. چون ذوقیات مشابهی ندارند. علائق متفاوتی دارند. به ارزش های یکسانی باور ندارند. دنیای متفاوتی دارند. جهان بینی مختلفی دارند. در واقع، والدین از سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوتی برخوردار هستند. بدینسان فرزندان، هم در محیط های خانوادگی مختلف رشد کرده و هم، از عصر ارتباطات تاثیر گرفته اند. از این رو، هم والدین و هم جوانان از مشغولیات متفاوتی در زندگی روزمره شان (برجه و لوکمان، 1986) برخوردار بوده و در نتیجه، اوقات فراغت متفاوت و فضاهای مختلف (بوردیو، 1989) فرهنگی پیرامون خود دارند. به چند مورد از اینگونه فعالیت ها اشاره می کنیم. اکثر والدین ماهواره را یک پدیدة خوب می دانند. مادرها بیشتر از پدرها تلویزیون تماشا می کنند. تعداد کمی از آنان ورزش می کنند. تعداد اندکی از والدین مشغولیات هنری دارند. فقط 25% والدین مطالعة خوب دارند. پدرها بیشتر از مادرها علاقه مند به سیاست هستند. ولی اکثر والدین مذهبی و معتقد به احکام دینی می باشند. تماشای ماهواره، زمان و نوع تماشای برنامه های تلویزیون، زمان مطالعه و نوع مطالعه، فعالیت مذهبی و سیاسی، زمان و نوع ورزش، مشغولیات هنری، نوع موزیک جوانان متفاوت از والدین شان می باشد. ارتباط با جنس مخالف، استفادة زیادی از اینترنت جهت چت کردن از جمله تفاوت های دیگر آنان با والدین شان می باشد. این رفتارهای اخیر متاثر از جهانی شدن می باشد. بنابراین، می توان بر اساس تفاوت های مشاهده شده بین انتخاب های والدین و جوانان (بالس، 1380: 11) در فعالیت های اوقات فراغت مورد پژوهش حاضر، نتیجه گرفت که تفاوت فاحشی بین سرمایه های فرهنگی، دنیای فرهنگی یا فرهنگ و نظام ارزش ها و باورهای والدین و جوانان در جامعة فعلی وجود دارد. از آنجایی که به تعبیر بوردیو سرمایه های فرهنگی محصول فضاهای فرهنگی هستند. لذا، جوانان و والدین شان از منابع فرهنگی یکسانی تغذیة فکری نمی شوند. در واقع، جوانان بیش از والدینشان از ماهواره و اینترنت استفاده می کنند و بیشتر از آنان از این رسانه های تصویری که مُبلغ فرهنگ غرب هستند، تاثیر گرفته اند. (دوران، 1385 و پاک سرشت، 1385) از این رو، می توان گفت که جهانی شدن تا حدودی توانسته است، موفقیت هایی را در تعدادی از جوانان جامعة ما در چگونگی گذران اوقات فراغتشان کسب کند. در واقع، جوانان در ارتباط و تعامل با رسانه های تصویری جدید، واقعیت های اجتماعی (برجه و لوکمان، 1986) نسل خود را که متفاوت از آنِ والدین شان می باشد، ساخته اند. با توجه به نتایج حاصله و مشاهدات پژوهشگر در طی پژوهش مردم نگاری (منادی، 1380) به جرئت می توان گفت که بین اکثریت (بیش از 50%) جوانان زیر 25 سال جامعه و والدینشان، یک تفاوت فرهنگی کامل مشاهده می شود. این تفاوت در ارزش ها، باورها و افکار نسل جوان و والدین آنها وجود دارد، که در عقاید، اظهار نظرها، فعالیت ها و کارهای روزمرة آنها در اوقات فراغت، نمود پیدا می کند. زهرا داریاپور نیز در پژوهشی پیرامون تفاوت نسلی معتقد است که تفاوت در ارزش ها، هنجارها و هویت جوانان و نسل بزرگسالان بوجود آمد است. (داریاپور، 1386) شاید بتوان عامل بسیار مهم اثر پروژۀ جهانی شدن را در تفاوت نگاه و نظر والدین و جوانان نسبت به غرب دانست. در این رابطه از آنان پرسش هایی پرسیده شد. آیا غرب را می شناسند؟ آیا غرب را دوست دارند؟ چه عناصری در غرب برایشان جالب است؟ آیا مایل هستند که جامعه ما به مانند غرب باشد؟ پاسخ ها بسیار قابل تعمق هستند. در پاسخ ها عوامل و عناصری که مطرح شدند : علم، تکنولوژی و فرهنگ غرب شامل آزادی بیان، آزادی کار، رفاه اجتماعی، وجود شادی و امید به زندگی بودند. 37% پدرها طرفدار علم و تکنولوژی غرب هستند و تعداد کمتری هم علم و تکنولوژی و هم فرهنگ غرب را دوست دارند. 54% کاملا مخالف غرب بوده و 9% اصلا غرب را نمی شناسند بنابراین، نظری نداشتند. در حالی که 90% پسرها طرفدار علم و تکنولوژی غرب بوده که بیشترین آنان هم علم و تکنولوژی و هم فرهنگ غرب را قبول دارند. 64% مادرها طرفدار علم و تکنولوژی غرب بوده و تعداد کمتری فرهنگ غرب را نیز قبول داشتند. 23% کاملا مخالف غرب بوده و 13% شناختی از غرب نداشتند. ولی 86% دخترها علم و تکنولوژی غرب را قبول داشته و تعدادی علاوه بر این عنصر، فرهنگ غرب را نیز دوست داشتند. 9% مخالف غرب بودند و 5% غرب را نمی شناختند. تفاوت این ارقام گویای تاثیرات جهانی شدن است. در پاسخ به این سئوال که چرا چنین تفاوتی بین نسل ها بوجود آمده است؟ بایستی توضیح داد که عوامل متعددی در این امر دخالت داشته اند. بر اساس نتایج بدست آمده مشاهده می کنیم که صنایع فرهنگی عصر جوانان متفاوت از زمان والدینشان می باشد. برای مثال جوانان بیشتر از والدینشان از کامپیوتر و اینترنت استفاده می کنند، آنان از ماهواره بیشتر تغذیه می شوند، بنابراین از آنها تاثیر گرفته اند. در حالی که والدینشان بیشتر از تلویزیون استفاده می کنند و به ندرت به شبکۀ اینترنت وصل هستند. پس جهانی شدن در آنها اثری نداشته است. از این رو، صنایع فرهنگی دو نسل کاملا متفاوت است و این صنایع، فرهنگِ متفاوتی را تبلیغ می کنند. در حالت کلی رسانه های تصویری در بین رسانه های دیگر، مانند نوشتاری (مطبوعات)، شنیداری (رادیو) بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. و این کاملا طبیعی است که بیشتر بتوانند مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار بدهند. این رسانه ها، اعم از رسمی یا غیر رسمی، به واسطة بارِ فرهنگی که دارند، تاثیر بسیار زیادی بر چگونگی فرهنگ و نظام آموزشی افراد جامعه می گذارند. به اعتقاد پوپر و به نقل از بوستی "تلویزیون همیشه بسیار جذاب تر و فریبنده تر است، درگیر و معتاد می کند، قدرت بیشتری برای وسوسه کردن کوچولوهای معصوم دارد، و نیز قادر است با خصوصیات بهتر بچه ها، بخصوص علاقة آنها به زندگی، بازی کند." (1379 : 103) وی، می افزاید، "تلویزیون قدرت فوق العاده ای روی اذهان آدمی دارد، قدرتی که تا کنون سابقه نداشته است. اگر در مقابل نفوذ آن مقاومت نکنیم، ما را از جادة تمدن دور خواهد کرد، و قدرت هر عملی را از آموزگاران خواهد گرفت." (همان، 104) که البته این تلویزیون غربی در جامعۀ ما تبدیل به ماهواره می شود. تاثیر رسانه ها بسیار زیاد است. بدین سان که چنین وسائلی به واسطة معرفی الگوهای ذهنی و عملی رفتار، در گذر از برنامه های مختلف، معرفی شخصیت ها و سمبل های مطرح شده - چه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در گذر از شخصیت های سریالها، فیلمها، و غیره - پس از مدتی تعدادی از این الگوها را در بینندگان خود درونی می کنند. به عنوان مثال، در سال 1378 برنامه ای در «سیما» ی جمهوری اسلامی وجود داشت، که یکی از اصطلاحات مجری این برنامه وِرد زبان پیر و جوان و حتی کودکان شده بود. واژة «اینه» حتی در قالب تبلیغات (تبیلغ کولر) مطرح شده بود. این مثال و هزاران مثال دیگر، گویای تاثیرات مثبت و یا منفی (پذیرش یا طرد الگوهای مطرح شده) یک منبع فرهنگی مثل تلویزیون، بر روی اعضاء جامعه می باشد. منابع دیگر نیز، به همین مِنوال می توانند عمل کرده و تاثیر گذار باشند. این مثال قابل لمس و قابل رؤیت می باشد، و حتما مثالهایی می توان یافت که غیر قابل رؤیت هستند، (مانند، غمگین شدن یا شاد شدن افراد جامعه، تب ورزش پیداکردن یا بی تفاوت شدن نسبت به ورزش) ولی از نظر علمی و جامعه شناسی کاملا قابل شناسایی می باشند. بدین ترتیب، حتما شکل، محتوی و فرهنگ برنامه های مختلف تلویزیون، تعدادی از اعضاء جامعه را جذب خود می کند، و طبیعتا تعدادی دیگر را، دفع و از خود دور می کند. زیرا افراد در این تعامل (مید، 1963) واقعیت ها را به صورت اجتماعی می سازند (برجه و لوکمان، 1986). در پژوهشی که با جوانان پیرامون برخورد آنها با رسانه های رسمی (تلویزیون) و غیر رسمی (ماهواره و اینترنت) داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که تعدادی از آنها بخاطر غمگین بودن و یکنواخت بودن یا هیجان نداشتن برنامه های تلویزیون، آن را ترک کرده، و بدنبال برنامه های شاد، پر هیجان و نوآورتری رفتند. بنابراین، برنامه های مورد علاقة خود را، ابتدا در ویدئو، و بعدها در ماهواره و امروزه در اینترنت یافته اند. (منادی، 2001) به هر جهت رسانه ها تاثیر بسیار زیادی بر افکار مخاطبان خود دارند. (بهار، 1384) به اعتقاد لازار، "رسانه های تصویری در دراز مدت با فرایند فرهنگ سازی، ادراک های مردم را تحت نفوذ خود در می آورند." (1380 : 149) تحقیقات نشان می دهند که "دختران و پسران _ در سطح کلی تر، زنان و مردان _ تمایل به این دارند که خود را به صورت تصاویری که در رسانه ها نمایش داده شده در آورند." (گالامر، 1380 : 161) رفیع فر به نقل از افروغ در پی پژوهشی بر روی تاثیر وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی معتقد است که "تاثیرات و نفوذ اجتماعی وسایل ارتباط جمعی، از بدو پیدایش مورد توجه بوده است. بالاخص این وسایل عموما و اساسا با همین هدف تاثیرگذاری بر جامعه ابداع شده اند." (افروغ، 1376 : 57) تعامل و ارتباطات بین فرد و مدلهای فرهنگی کم کم هماهنگی فرهنگی بین فرد و منبع فرهنگی بوجود می آورد. بخصوص اگر به دنیای فرهنگی و نیاز های تماس گیرندگان توجه بشود. تامپسون نیز معتقد است که "رسانه های ارتباطی نوعی بازنگری منش نمادین زندگی اجتماعی و شیوه های ارتباطی نوین در بین مردم را به همراه می آورد." (1380 : 18) در مراکش نیز جوانان به کمک رسانه های تصویری و فیلم های سینمایی تغییراتی در فرهنگ و خواسته های خود داده اند. (دیویس و همکار، 1380) در جامعة خود نیز، با مشاهدة ماهواره (رسانۀ تصویری غیر رسمی یا غربی) توسط بیش از 50% جوانان مورد مطالعة ما، آنان تعامل بیشتری با ماهواره داشته و یقینا از محتوی برنامه های آن تاثیر گرفته، و بخشی از مدلهای زندگی خود را نیز از ماهواره گرفته، یا به تعبیر آزاد ارمکی (1378) پیام را می گیرند. رضایی نیز در پژوهش خود پیرامون زندگی روزمره دانش آموزان در مدارس تهران معتقد است از آنجایی که در ایران مدرسه نظامی کاملا ایدئولوژیک محسوب می شود، (رضایی، 1384 : 125)، دانش آموزان که فاقد قدرت رسمی در مدرسه اند با تولید معانی دلخواه خود در مقابل هویت ها و معانی مسلط مقاومت می کنند. (همان، 140) در واقع، در مقابل این بی توجهی ها نسبت به خواسته های جوانی، و تحمیل عقاید و در مقابل فشارها با هر محتوای ای بر اساس نظریة کلاین برگ (1372) عکس العمل هایی توسط جوانان صورت گرفته است. لذا، جوانان غالبا دنیای فکری، فرهنگی و تفریحی دیگری را که ماهواره و یا اینترنت معرفی می کنند، برگزیده اند. نگاهی پدیدار شناختی و توجه به زندگی روزمرة (برجه و لوکمان، 1986) جوانان، می تواند تاثیر این عوامل را در افکار، رفتار و انتخاب هایشان (کدیور، 1381) مشاهده کرد. آلبرو اهمیت زیادی برای گفته های روزمرگی انسان ها قائل است. (1380) به اعتقاد دولوز سمبل ها و نمادهای مورد استفادة جوانان حاکی از اندیشه و رفتار آنها می باشند. (دو لوز، 1997) فینکل کروت نیز معتقد است که، "از عبادات مذهبی تا فنون صنعتی، از غذا خوردن تا طرز لباس پوشیدن، و از ادبیات تا ورزش های گروهی همه و همه فرهنگی است." (1375 : 77) یعنی این عناصر، معرفِ فرهنگ افراد می باشند. با توجه به اینکه رسانه ها دستگاه های ایدئولوژیکی حکومت ها می باشند و قصد دارند اندیشه های خود را به مخاطبان خود انتقال بدهند، رسانه های غربی نیز همین اهداف را هم در داخل و هم در خارج از مرزهای خود دنبال می کنند. ضمن اینکه هر رسانه ای تا حدود زیادی معرف جامعة خود نیز می باشند. یعنی بخشی از واقعیت های جامعة خود را نشان می دهند. ولی زمانی که رسانه ای برای مخاطبان خارج از مرز خود پیام می فرستد، در این تلاش است تا تصویر بهتری از جامعة خود نشان داده و خوبی های جامعة خود را بیشتر به نمایش بگذارد و در مورد نکات ضعف خود با سکوت بیشتر، بر آنها سرپوش بگذارد. بنابراین، افراد غیر غربی از جمله جوانان، نظیر جوانان ایرانی که مخاطبان اینگونه رسانه های غربی می شوند، تحت تاثیر برنامه های آن، اهداف آنها را درونی می کنند و به اصطلاح غرب زده می شوند. در واقع، یگانه سازی فرهنگی با فرهنگ غرب در گذر از رسانة غربی انجام می دهند. اگر به صورت کلی نگاهی پانورامیک به برنامه های رسانه های تصویری غربی بیندازیم، بدون اینکه قصد تحلیل دقیق محتوای آنها را داشته باشیم، تفاوت های فاحشی بین فرهنگ رایج و ارایه شدة آنها با فرهنگ رایج جامعة ما وجود دارد. غرب تلاش کرده است تا اصولی را در افراد جامعة خود درونی و نهادینه بکند. این اصول عبارتند : "از سکولاریسم یا عرفی شدن جامعه یا جدایی قدرت مادی از قدرت معنوی، حکومت قانون، تکثرگرایی، نهادهای مبتنی بر نمایندگی، فرد باوری و عقل باوری." (هانتینگتون، 1378 : 223) از مهمترین این عناصر در غرب، عرفی شدن جامعه یا سکولارشدن آن می باشد. (برقعی،1381) به اعتقاد میلان کوندرا به نقل از فینکل کروت، "مذهب جای خود را به فرهنگ داد و فرهنگ تحقق ارزش های متعالی انسان اروپایی شد که خود را با آن درک و تعریف و شناسایی می کرد." (1375 : 98) پیشرفت و عملی شدن این اهداف به مدرنیته ختم شده است و یا بر عکس، این عناصر اهداف مدرنیته بوده اند. مدرنیته نیز در تلاش اشاعة نظرات خود در دیگر نقاط جهان بوده است. ضمنا، غرب معرف و مبلغ فردگرایی نیز بوده، همچنان که، در تلاش انتشار علم بی ارتباط با دین یا جدای از آن می باشد. همچنین، در گذر از تبلیغ رفاه اجتماعی، مصرف گرایی را ترویج کرده است. برای مثال، در جامعۀ فعلی ما فردگرایی در تعدادی از جوانان در حال رشد می باشد. به این معنی که برای اکثر آنها فقط زندگی خودشان ملاک می باشد. آنها مایلند به هر قیمتی پولی بدست آورده تا بیشتر، از زندگی لذت بیشتری ببرند. در واقع خوش بودن و لذت جویی از مواهب مختلف زندگی، بدون تلاش زیاد، داشتن زندگی مرفه از خواسته های تعدادی از آنان می باشد. آنها حتی حاضرند با والدین خود جهت پولدارشدن و داشتن زندگی مادی مرفه مبارزه بکنند. دلایل اینگونه تفکر، چون اولا، وابستگی ملی و علاقه مندی به وطن در آنان کم شده، ثانیا، معتقدند که والدینشان (نسل قبل از آنها) زندگی را برای این نسل خراب کرده اند. در حالیکه خودشان، جوانیشان را بخوبی گذرانده اند، و امروز نیز زندگی برای آنها معنی دارد. یعنی اکثر افراد این نسل (والدین) صاحب کار، در آمد نسبتا خوب، خانه، و زندگی مشترک می باشند. در حالیکه جوانان با وجود مشکلات فراوان مادی و نبود تفریحات کافی، هیچ امیدی به فردای خود ندارند. در نتیجه، به اعتقاد خودشان در یک نگرانی اضطراب دائمی برای آینده خود بسر می برند. از این رو، فردگرایی در آنان روز به روز تقویت می شود. بنابراین، بر اساس نتایج پژوهش حاضر، رسانه های غربی به واسطة برنامه های شادِ خود و توجه به اقتضای سن جوانی و با روش های مختلف کارشناسی شده، توانسته اند تعدادی از جوانان جامعة ما را نسبت به فرهنگِ خود جامعه پذیر بکنند. از این رو، تفاوت فاحشی بین فعالیت های اوقات فراغت و نگرش های والدین و فرزندان جوانشان مشاهده می شود. یعنی شکافی بین دو نسل (بالس، 1380) بوجود آمده است. این تفاوت نگرش را در فعالیت های روزمره (لوفور، 1968) آنان می توان مشاهده کرد. در واقع از سویی، ارتباط رسانه های تصویری با فرهنگ یا سرمایه های فرهنگی افراد کاملا مشهود می باشد. از سوی دیگر، شاهد پیشرفت پروژه جهانی شدن در تعدادی از جوانان هستیم. رفتارها و عناصری مانند، فردگرایی، باور به جدایی دین از سیاست، کم توجهی به دین، انتخاب نوع موسیقی غربی هم برای شنیدن و هم برای نواختن، انتخاب ورزش تنیس، بدمینتون و بسکتبال، شناخت خوب نسبت ورزشکاران غربی این رشته ها، ترجیح فیلم های غربی نسبت به فیلم های ایرانی، علاقه مندی به جامعه غرب و تمایل به مانند آنان شدن، داشتن تصاویر هنرپیشه ها و ورزشکاران غربی در اطاقهایشان، نمونه های بارز و روشن جهانی شدن می باشد. البته این تفاوت بین نسل ها در تمام دنیا بخصوص در عصر مدرنیته نیز به درجات مختلف وجود داشته و دارد. ولی به این شدت در جوامع سنتی یا ایدئولوژیکی مانند ژاپن، چین و روسیه که تلاش کرده اند به هر قیمتی جوانان خود را محصور در ارزش ها و هنجارهای جامعه بکنند، و نیز احترام به سنت های جامعه بیشتر بوده است، با اینگونه مشکل بیشتر روبرو شده اند. فهرست منابع منابع فارسی : - آزاد ارمکی تقی (1378). تلویزیون در ایران، ابزار توسعه یا نمادسازی. در : نامۀ علوم اجتماعی. شمارۀ 14، پاییز و زمستان. - آلبرو مارتین (1380). عصر جهانی، جامعه شناسی پدیدة جهانی شدن. ترجمة نادر سالارزاده امیری. تهران. موسسه انتشارات آزاد اندیشان. - افروغ عماد (1376). وسایل ارتباط جمعی و تغییر ارزش های اجتماعی. پژوهشی در مورد : چند فیلم سینمایی، سریال تلویزیونی، ویدئو، روزنامه و تبلیغات. در : نمایۀ پژوهش شمارۀ اول. - بالِس کرستوفر (1380). ذهنیت نسلی. (دیدگاهی روانکاوانه در باره نسل ها) ترجمة حسین پاینده. در : فصلنامة فلسفی، ادبی، فرهنگی ارغنون. شماره 19. زمستان 1380. - بوستی جیانکارلو (1379). درس های قرن بیستم. دو مصاحبه و دو گفتار منتشر نشده از کارل پوپر. ترجمة هرمز همایون پور. تهران. نشر فرزان. - بوردیو پی یر (1380). نظریة کنش، دلایل عملی و انتخاب عقلانی. ترجمة مرتضی مردیها. تهران. انتشارات نقش و نگار. - برقعی محمد (1381). سکولاریسم از نظر تا عمل. تهران، نشر قطره. - بِنِت اندی (1386). فرهنگ و زندگی روزمره. ترجمۀ لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان. تهران، اختران. - بیتس دانیل و فِرد پِلاک (1375). انسان شناسی فرهنگی. ترجمة محسن ثلاثی. تهران، انتشارات علمی. - بهار مهری (1384). تلویزیون عامل تغییر یا آسیب آفرینی فرهنگی. در : فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره پیاپی 2 و 3. دوره اول، بهار و تابستان. - پاک سرشت سلیمان (1385). مصرف اینترنت در سبک های فراغتی جوانان تهرانی. در : فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره 5، سال دوم، بهار و تابستان. - پرژکلاوسکی کریستف (1380). تاثیر رسانه های دیداری _ شنیداری بر روی رفتار اجتماعی _ فرهنگی جوانان. در : یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمة مهرداد وحدتی. تهران. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها. - تامپسون جان. ب. (1380). رسانه ها و مدرنیته. نظریه اجتماعی رسانه ها. ترجمة مسعود اوحدی. تهران. سروش. - تاملینسون جان (1381). جهانی شدن و فرهنگ. ترجمة محسن حکیمی. تهران. دفتر پژوهش های فرهنگی با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها. - دوران بهزاد (1385). تاثیر اینترنت بر هویت همالان. در : فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره 5، سال دوم، بهار و تابستان. - داریاپور زهرا (1386). ساختار ارزشی و مناسبات نسلی. در : دو فصلنامه تخصصی جوانان و مناسبات نسلی. شماره اول، بهر و تابستان. - دیویس سوزان و دیویس داگلاس (1380). مسجد و ماهواره : وسایل ارتباط جمعی و جوانان مراکش. ترجمۀ محمود شهابی. در نمایۀ پژوهش. شماره 17 سال پنجم. - رابرتسون رونالد (1382). جهانی شدن، تئوری های اجتماعی و فرهنگ جهانی. ترجمة کمال پولادی. تهران. نشر ثالث و مرکز گفتگوی تمدن ها. - رضایی محمد (1384). بازنمایی و ذهنیت ها : تحلیلی از زندگی روزمره دانش آموزان در مدارس تهران. در : فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال اول، شماره 4. پاییز و زمستان. - روسو ژان ژاک (1352). قرار داد اجتماعی- اصول حقوق سیاسی. ترجمة منوچهر کیا. تهران. انتشارات گنجینه چاپ دوم. - شُویره کریستی ین و الیویه فونتن (1385). واژگان بوردیو. ترجمۀ مرتضی کتبی. تهران، نشر نی. - صادق موسوی سید خسرو و همکاران (1386). شناسایی فرصت ها و تهدیدهای محیط خانواده برای نظام آموزش و پرورش در افق چشم انداز بیست ساله. طرح تدوین سند ملی آموزش و پرورش کمیته مطالعات محیطی. تهران. - علیوردی اکبر (1384). اینترنت و سوء مصرف مواد (مخدر). در : فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره پیاپی 2 و 3. دوره اول، بهار و تابستان. - فیسک جان (1380). فرهنگ تلویزیون. ترجمۀ مژگان برومند. در : ارغنون فصلنامۀ فلسفی، ادبی، فرهنگی شمارۀ 19/ زمستان. - فیلد جان (1386). سرمایۀ اجتماعی. ترجمۀ غلامرضا غفاری و حسین رمضانی. تهران، انتشارات کویر. - فینکل کروت الن (1375). شکست اندیشه. ترجمه : عباس باقری. تهران، نشر فرزان مجموعه سپهر اندیشه. - فروید زیگموند (1379). آسیب شناسی روانی زندگی روزمره. ترجمة محمد حسین وقار. تهران. انتشارات اطلاعات. - کلاین برگ اتو (1372). روانشناسی اجتماعی. جلد دوم. ترجمة علی محمد کاردان. تهران. نشر اندیشه. - کوثری مسعود (1384). آنومی اجتماعی در اجتماعات مجازی. در : فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات. شماره پیاپی 2 و 3. دوره اول، بهار و تابستان. - گالامر مارگرت (1380). زن و صنایع فرهنگی. در : یونسکو (1380) صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمه : مهرداد وحدتی. تهران، انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها. - گیدنز آنتونی (1377). پیامدهای مدرنیت. ترجمة محسن ثلاثی. تهران. نشر مرکز. - گیدنز آنتونی (1378). راه سوم، بازسازی سوسیال دموکراسی. ترجمة منوچهر صبوری کاشانی. تهران. نشر شیرازه. - لازار ژودیت (1380). افکار عمومی. ترجمة مرتضی کتبی. تهران. نشر نی. - منادی مرتضی (1380). موانع اجتماعی و فرهنگی در گفتگوی بین جوانان و بزرگسالان. همایش جایگاه گفت و گوی فرهنگها در بین قشرهای مختلف جامعه. دانشگاه مازندران، انجمن جامعه شناسی ایران، مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها. 9 اسفند ماه، بابلسر. - ---- (1385)، الف. روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری. فصلنامه حوزه و دانشگاه. پژوهشکده حوزه و دانشگاه. سال دوازدهم، شماره 47، تابستان. - --- (1385)، ب. روش تحلیل محتوای متن گفتاری و نوشتاری در علوم رفتاری و اجتماعی. فصلنامه حوزه و دانشگاه. پژوهشکده حوزه و دانشگاه. سال دوازدهم، شماره 48، پاییز. - --- (1386). مردم نگاری. فصلنامه حوزه و دانشگاه. پژوهشکده حوزه و دانشگاه. سال سیزدهم، شماره 51، تابستان. - --- (1387). درآمدی جامعه شناختی بر جامعه پذیری. تهران، نشر جیحون. - میلنر آندرو و جف براویت (1385). درآمدی بر نظریه فرهنگی معاصر. ترجمۀ جمال محمدی. تهران، انتشارات ققنوس. - هانتینگتون ساموئل پی. (1378). برخورد تمدن ها و بازسازی نظم جهانی. ترجمة محمد علی حمیدرفیعی. تهران. دفتر پژوهش های فرهنگی. - هلد دیوید و آنتونی مک گرو (1382). جهانی شدن و مخالفان آن. ترجمة مسعود کرباسیان. تهران. شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. - یونسکو (1380). صنایع فرهنگی. (مانعی بر سر راه آینده فرهنگ). ترجمة مهرداد وحدتی. تهران. انتشارات موسسه پژوهشی نگاه معاصر با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها. منابع فرانسوی : - Althusser Louis (1970). Idéologie et appareils idéologiques d’Etat. In : La Pensée، No 151، juin. - Berger Peter et Thomas Luckmann (1986). La construction sociale de la réalité. Paris، Merdiens Klincksieck. - Bourdieu Pierre (1989). Le sens pratique. Paris، Les éditions de Minuits. - Dubar Claud (1999). La Socialisation، Construction des identitiés socials et professionelles. Paris، Armand Colin. - Freud Sigmund (1989). Introduction à la Psychanalyse. Paris، Petit Bibliothéque Payot. - Laplantine Francois (2000). La description Ethnographique. Nathan، Université. - Lefebvre Henri (1968). La vie quotidienne dans le monde moderne. Paris، édition idées nrf. - Lefebvre Henri (1989). La somme et le reste. Paris، Meridien Klincksiek. - Lefebvre Henri et Norbert Guterman (1999). La conscience mystifiée. Paris، Edition Syllepse. - Luze Huber de (1997). L’ethnométhodologie. Paris، Edition anthropos. - Mauss Marcel (1992). Manuel d’etnographie. Paris، Petit bibliotheque Payot. - Mead Georges Herbert (1963). L’esprit، le soi، et la société. Paris، P.U.F. - Monadi Morteza (2001). La tentation de satellite. In Delphine Minoui (dir)، Jeunesse d'Iran، Paris، Autrement، No 126 , Avril 2001. - Monadi Mortéza (2003). Les crise d’identité des jeunes iraniens : Les futures acteurs sociaux. In : Iran, Questions et connaissances. Vol. III. Textes réunis par Bernard Hourcade, Association pour l’avencement des études iraniens, Paris - Woods Peter (1990). L'ethnographie de l'école. Paris. Armand Colin. علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می توانند به مقاله کامل تر نگارنده که در فصلنامه مطالعات فرهنگی و ارتباطات. سال سوم, شماره 8, بهار 1386. تحت عنوان «اوقات فراغت و چالش های جهانی شدن, مقایسه دو نسل» چاپ شده اس

 

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مشهدزیارت on line امام رضا (ع)آب و هوای ایراناوقات شرعیمحاسبه طول عمراولین باشگاه ICDLپرسش و پاسخ دینیسازمان های مردم نهاد  NGOانس با قرآن

صفحه اصلی  |  حاميان  |  اخبار و مقالات  |  تماس با ما  |  درباره ما  |  گزارش گيري

تمامی حقوق این سایت متعلق به موسسه فرهنگی هنری دارالفنون توس  می باشد.
طراحی و توسعه : باغیشنی